۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

از زبان آرش سيگارچي


مراسم دیروز تحلیف هرچند حاشیه های زیادی داشت و صندلی های خالی که زار می زدند و در انتظار آدم حسابی برای نشستن بودن ، اما برای من یک نکته جالبش حضور احمدی نژاد با هلیکوپتر بود. در روزی که هزاران مامور نظامی و انتظامی امنیت مجلس را تامین کرده بودند و مردم معترض امکان تجمع منسجم را نداشتند ، ترس و هراس رییس دولت غیر قانونی دهم ، قابل توجه بود.

پنج سال پیش وقتی قرار بود دانشگاه تهران به محمد خاتمی دکترای افتخاری بدهد ، تاخیر ۵۰ دقیقه ای موجب شد تا رییس دولت زبان به شکایت گشاید که شهرداری چرا به جای حل مشکل تهران ، به فکر ترمیم جاده مسیر امام زمان است ! اندکی بعد محمود احمدی نژاد شهردار تازه نفس شهر ، پاسخ داد که اگر رییس دولت به جای کاخ نشینی در شمال به پایین شهر بیاید هم مشکل ترافیکش کم می شود و هم از مشکلات ترافیک بیشتر آگاه می شود.

پنج سال زمان زیادی نیست اما محمود احمدی نژاد انقدر تبحر داشته که اگر محبوبیتی هم داشته در آن روزها ، در این روزها به منفور ترین چهره ها تبدیل شود. طوری که مسیر چند کیلومتری پاستور تا بهارستان را هم نتوانسته زمینی بیاید.

دارم به این فکر می کنم که رییس دولت دروغگو ، از این پس در سفرهای استانی چه خواهد کرد وقتی که در ورزشگاه هر شهر ، هزاران سبز آماده باشند فریاد بزنند “دروغگو ، دروغگو” !

امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ، گفته بودم با هواپیما ولی با خر چرا ؟!

درخواست از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل: «احمدی‌نژاد تحت پیگرد قضایی قرار گیرد»

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد


خانم ناوانتم پیلی

رژیم جمهوری اسلامی ایران به طور برنامه ریزی شده و گسترده حقوق اساسی مردم ایران را نقض کرده است. رفتارهای این رژیم در سرکوب مردم ایران، مصداق جنایت علیه بشریت است. این رژیم در ایران تبعیض جنسی و مذهبی و قومی برقرار کرده است؛ رژیمی است که با اندیشه، شادی و زیبایی مخالفت بنیادی دارد؛ رژیمی است که دهها روشنفکر معترض را در داخل و خارج از ایران ترور کرده است؛ رژیمی است که بسیاری از مخالفان و دگراندیشان را اعدام کرده است. این رژیمی است که به طور سازمان یافته مخالفان و منتقدان را بازداشت و در سلول های انفرادی سپاه پاسداران، وزرات اطلاعات، نیروی انتظامی، حفاظت اطلاعات قوه ی قضائیه، سازمان زندانها و بسیج شکنجه می کند. این رژیمی است که زنان را به دلیل درخواست برابری حقوقی با مردان بازداشت و مجبور به اعتراف به جرائم ناکرده می کند. این رژیمی است که نقض نهادینه و گسترده ی حقوق همه ی اقشار از جمله ی کارگران، دانشجویان، معلمان ، جوانان و هنرمندان و نویسندگان و روزنامه نگاران را به اعمال جاری دولت تبدیل کرده است. این رژیمی است که به باور میلیون ها ایرانی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رأی مردم را ربود، آنها را مورد ضرب و شتم قرار داد، دهها تن را به شهادت رساند، هزاران تن را بازداشت و در سلول های انفرادی تحت فشارهای جسمی و روانی قرار داده است که به مرگ برخی از زندانیان منجر شده است.


ما امضا کنندگان این نامه، کارنامه ی زمامداران سیاسی ایران را مصداق روشن جنایت علیه بشریت می‌ دانیم. ضمن رد هر طرحی برای حمله ی نظامی به ایران، یا تحریم اقتصادی ایران، به هر بهانه ای، از جهانیان و سازمان‌های بین‌المللی می خواهیم که از حقوق انسانی مردم ایران دفاع ‌کنند و سرکوب و ارعاب و تبعیض رژیم را محکوم کنند.


محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور متقلب و سرکوبگر جمهوری اسلامی، بر سر آن است که در ماه سپتامبر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد شرکت کند. ما خواهان آنیم که اجازه ندهید کسی پا در صحن سازمان منتشرکننده‌ی اعلامیه‌ی حقوق بشر بگذارد که اعمالش مظهر بارز نقض حقوق بشر است. ما خواهان آن هستیم که رژیم ایران در مجامع بین‌المللی زیر فشار قرار گیرد تا زندانیان را آزاد کند و دیگر حقوق اساسی و مدنی مردم ایران را رعایت کند. تقاضای ما از شما این است که از هر فرصتی بهره برید تا رژیم‌های سرکوبگر و ناقض حقوق انسانی را، رژیم‌هایی همچون جمهوری اسلامی ایران رامحکوم کنید.


ما از شما درخواست می کنیم تا پرونده ی نقض برنامه ریزی شده و گسترده ی حقوق اساسی مردم ایران را به شورای امنیت بسپارید تا شورا پرونده ی سران رژیم را به عنوان "جنایت علیه بشریت" تصویب کرده و به دادگاه بین المللی کیفری ارسال نماید. مطابق قانون اساسی ایران، رئیس جمهور شخص دوم کشور و مجری قانون اساسی است. احمدی نژاد در سرکوب مردم ایران نقش مستقیم داشته و دارد. به همین دلیل، ما درخواست می کنیم تا محمود احمدی نژاد، و دیگر افرادی را که در سرکوب مردم نقش مستقیم داشته و دارند، به محض خروج از ایران بازداشت و به دست عدالت بسپارید.

امضاء کنندگان:
۱-طاهر احمدزاده. ۲- داریوش آشوری. ٣- یرواند آبراهامیان. ۴- فرامرز اصلانی. ۵- تقی اسدی. ۶- علی افشاری. ۷- فریبا امینی. ٨- سعید امیر ارجمند. ۹- عبدالعلی بازرگان. ۱۰- حسین باستانی. ۱۱- هیبت الله باقی. ۱۲- محمد برقعی.۱٣ - مهرزاد بروجردی. ۱۴- علی بنوعزیزی. ۱۵- رضا براهنی. ۱۶- رضا بورقانی فراهانی. ۱۷- شهرنوش پارسی پور. ۱٨- رامین جهانبگلو. ۱۹- مهدی خانباباتهرانی. ۲۰- بهروز خلیق. ۲۱- کامران دادخواه. ۲۲- حمید دباشی. ۲٣ - شیرین دخت دقیقیان. ۲۴- مصطفی رخ صفت. ۲۵- حسن زرهی. ۲۶- مرجان ساتراپی. ۲۷- آرش سبحانی. ۲٨- ابراهیم سلطانی. ۲۹- بیژن شاه مرادی. ٣۰- معصومه شفیعی. ٣۱- شهلا صالحی. ٣۲- احمد صدری. ٣٣- محمود صدری. ٣۴- فرهاد صوفی. ٣۵- رضا علامه زاده. ٣۶- رضا فانی یزدی.٣۷- مهدی فتاح پور. ٣٨- نهضت فرنودی. ٣۹- منصور فرهنگ. ۴۰- هادی قائمی. ۴۱- محسن قائم مقام. ۴۲- فیروز قریشی. ۴٣- عبدی کلانتری. ۴۴- احمد کریمی حکاک. ۴۵- حسین کمالی. ۴۶- نیک آهنگ کوثر. ۴۷- علی کشتگر ۴٨- اکبر گنجی. ۴۹ - مجید محمدی.۵۰- رضا معینی. ۵۱- روزبه میرابراهیمی. ۵۲- امید معماریان. ۵٣- مجتبی مهدوی. ۵۴- شیرین نشاط. ۵۵- محمدرضا نیکفر. ۵۶- ابراهیم نبوی. ۵۷- شاهین نجفی. ۵٨- فرزین وحدت . ۵۹- سهیلا وحدتی. ۶۰- نادر هاشمی.

------------------------------
توضیح:
۱- این برنامه وابسته به هیچ گروه و حزبی نیست. پرچم هیچ حزب و گروه و دسته ای را هم بالا نخواهد برد. هر ایرانی، فارغ از تعلقات دینی، سیاسی و جنسیتی ، می تواند این بیانیه را امضا کند.
۲- تمامی افرادی که مایل به امضای این بیانیه هستند، باید از طریق ایمیل زیر نام و نام خانوادگی خود را به فارسی و انگلیسی ارسال دارند.
ehrv.iran@gmail.com
٣- تمامی اسامی به اسامی بالا اضافه خواهد شد. از این جهت تفاوتی میان امضا کنندگان اولیه و امضا کنندگان بعدی وجود ندارد.
۴- از تاریخ انتشار بیانیه، تا ۵ سپتامبر ۲۰۰۹ (۱۴ شهریور ٨٨) کلیه ی افراد قادر خواهند بود تا این بیانیه را امضا کنند.
۵- وبسایت www.strike۴iran.com که برای اعتصاب غذا درست شده بود، در خدمت این برنامه خواهد بود. کلیه ی اخبار و فعالیت های "جنایت علیه بشریت" در این وبسایت انتشار خواهد یافت.
۶- متن حقوقی شکایت، همراه با شواهد و مستندات، به انضمام بیانیه تقدیم کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل خواهد شد. متن حقوقی توسط وکلا تنظیم می گردد.

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

براي ما از دور دنيا

PAOLINO LOMBARDI-ITALY
WILLEM RASING-NETHERLANDS


PHOTOSHOP: E.KARAYEL
FIRUZ KUTAL-NORWAY


مرگ بر ديكتاتور در مترو 14 مرداد

14 مرداد محسن سازگارا

سلام

چهارشنبه ۱۴ امرداد ۱۳۸۸ و ۵ آگوست ۲۰۰۹ میلادی

البته عملاً احتمالاً این [ویدئویی] که دارم ضبط می‌کنم، زودتر از ۱۴ مرداد نصب خواهد شد روی وب‌سایت و یوتیوب؛ برای اینکه روز چهارشنبه ساعت ۹ صبح، آکسیون سراسر کشور هستش. من فکر کردم که این رو زودتر صحبت بکنم، دلواپس بودم از اینکه بعضی سفارش‌هایی که می‌خوام بکنم و با همدیگه مرور بکنیم، یک وقت دیر نشه. بنابراین امیدوارم که امشب تا آخر شب نشده، روز سه‌شنبه، شبِ چهارشنبه این در دسترس شما باشه؛ ولی خوب تاریخ چهارشنبه ۱۴ مرداد رو می‌زنیم.

من یک بار دیگه باید توصیه‌هایی رو انجام بدم. ما روز تحلیف که قرار گذاشتیم روز چهارشنبه، روز صدور فرمان مشروطیت [ساعت] ۹ صبح در تهران و تمام شهرها جمع بشیم، یادمون باشه این قرار نیست آخرین آکسیون ما باشه؛ خودمون رو بی‌خودی هدر بدیم یا خدای نکرده به دردسر بندازیم؛ همون‌جوری که از روز اول هم صحبت کردیم، ما یک دوی سرعت صد متر نداریم برسیم اون تَهش تموم بشه؛ یک دوی ماراتون داریم که باید سازماندهیمون رو و انرژیمون رو درست تقسیم بکنیم که بتونیم گام به گام بریم برسیم به انتهای پیروزی که پایین کشیدن کودتاچی‌ها و محاکمه کردن اونهاست. بنابراین برای اینکه پشت این روز تحلیف، از جمعه مسابقات فوتبال شروع می‌شه که یک برنامه‌ای رو هم استخراج شده که خدمتتون ارائه می‌کنم فردا پس‌فردا که چه جوری توی استادیوم‌ها بریم و همهٔ استادیوم‌ها رو سبزش بکنیم؛ بعدش ماه رمضونه، شب‌های احیا، استفاده از اون آکسیون‌های دوگانه‌ای که ماسک ریای مذهبی آقای خامنه‌ای و همراهان ایشون رو پاره می‌کنیم؛ نشون می‌دیم به دین هم باوری ندارند و تجمعات قانونی هستش که می‌تونیم توش بریم؛ یک پشتش اول مهره و از این طرف شروع کردن به فلج کردن کشور، دولت غیرقانونی رو از کارامدی انداختن و به‌جاش دولت منتخب خودمون رو تقویت کردن؛ این مسیریست که با همدیگه باید بریم. بنابراین باز هم تکرار می‌کنم، واجبه که خودمون رو محافظت کنیم؛ خوب انرژی خودمون رو تقسیم بکنیم که بتونیم مسیر رو تا انتها با همدیگه طی بکنیم.

امروز چهارشنبه ۹ صبح در تهران، میدان بهارستان قرارمون هست؛ اگر در اشغال نظامی‌ها بود، میدون امام خمینی و اگر اونجا هم اشغال بود، جلوی بازار و اگر اونجا هم اشغال بود، در تمام سطح شهر؛ در بیست میدون، سی میدون، پنجاه میدون، هر چقدر که زورمون می‌رسه پخش می‌شیم. از تاکتیک تظاهرات به سبک ایرانی استفاده می‌کنیم؛ خیابون‌ها رو، ماشین‌های سواره بند میارند؛ بوق می‌زنند؛ آنچنان که روز دوشنبه هم به خوبی کردند؛ توی روزنامه‌های دنیا هم منعکس شد و بتونند بچه‌های پیاده کارشون رو انجام بدند، شعارشون رو بدند.
از نازی‌آباد بچه‌های خوب نازی‌آباد برای من ایمیل زده بودند که «ما حرکت کردیم، اسم ما رو هم جنوب شهر بیارید.» من از همین جا می‌خوام بگم، امیدوارم به گوششون برسه، مطمئن باشید روز چهارشنبه از محور خیابون مولوی به پایین تا اون طرف بهشت‌زهرا، از این طرف تا مهرآباد جنوبی و غرب‌تر، از اون طرف تا افسریه، کلاً اون مناطق در اختیار شماست؛ نیرو[ی سرکوبگر] در اون مناطق در حداقل خواهد بود؛ بنابراین در هر مرحله و هر میدون و هر محله و هرجایی که باشید، به راحتی می‌تونید شعار بدید، شعار بنویسید و حسابی جَو رو، درواقع جنبش سبز رو ببرید اونجا. امروز روز چهارشنبه مانور خیلی خوبی می‌شه در تمام مناطق جنوب شهر داد.

در شهرها بچه‌های خوب ارومیه نوشتند که حرکتی کرده بودند، گزارش دادند؛ من خواهشم این است که فیلم رو فراموش نکنید. سلاح نیرومند جنبش ما عکس و فیلمیست که می‌گیرید و می‌گذارید روی یوتیوب، می‌آد توی همهٔ رسانه‌ها پخش می‌شه و ضمناً همه هم می‌فهمند که کجا چه خبر بوده. بچه‌های اهواز خیلی خیلی ایمیل‌های شورانگیزی زدند؛ مواظب باشید که این حقه‌بازی‌های حکومت که بمب گذاشتند و می‌خواد به خشونت بکشه، یک‌وقت گریبانتون رو نگیره؛ مبارزهٔ ما مبارزهٔ مدنی و بی‌خشونته؛ تاکتیک‌های مبارزات مدنی به مراتب پرقدرت‌تر از تاکتیک‌های خشونت‌آمیزه. بنابراین اهواز، حرکتی که بچه‌ها کردند خودشون هم گزارش دادند خوب بوده؛ خیلی هم شدید باهاشون برخورد شده.

ولی باز من خواهش می‌کنم فیلم و عکس رو فراموش نکنید. در تهران و سایر شهرها هم من باز توصیه‌م این است که یک کسایی به عنوان یک وظیفه، برن در نقاط امن، در ساختمون‌هایی که می‌دونند زاویهٔ خوبی داره، مشرف به میدون بهارستان، میدون امام خمینی، دمِ بازار که قرارِ ما در همهٔ شهرها از دمِ بازارهاست، مستقر بشند با خیال راحت و اونجا اول هم روی یک روزنامهٔ روز، چون جای امنی هستند، طبیعتاً توی خیابون نمی‌شه اینکار رو کرد، اول یک شات، یک تصویر از روی روزنامه بگیرند که تاریخ روز رو نشون بده؛ بعد دوربینشون رو حرکت بدند و فیلم بگیرند یا عکس بگیرند. اینست که فیلم و عکس بخش لاینفکی از جنبش ماست.

من یک توصیه‌ای رو هم روی فیلم به شما بکنم؛ باز راجع به موتورسیکلت‌ها. ببینید نقش موتورسیکلت‌ها در سرکوب به گونه‌ایست که، نقشیه که اسب‌سوارها در این طرف دنیا می‌کنند. ببینید این جمعیت، وقتی این موتورسوارها میان، دو نفر هستند؛ می‌زنند توی جمعیت؛ پراکنده می‌کنند جمعیت رو؛ درواقع همون کاری که اسب‌سوارها در این طرف دنیا هم می‌کنند، موتورسوارها در ایران می‌کنند. من توصیه‌م این بود که ساده‌ترین کار برای موتورسیکلتی که اینطوری توی صف می‌زنه، میخیه که ساخته باشید، سر راهشون بریزیم. ولی وقتی جمعیت اینطور انبوهه، طبیعتاً اون میخ توی پای جمعیت فرو می‌ره؛ نمی‌شه این کار رو کرد. بنابراین بهترین مقابله این است که به نوعی وقتی جمعیت انبوهه، یک جوری تعادل اونها رو به هم بزنیم و برشون گردونیم. وقتی که جمعیت فشرده‌ست، خیلی دیگه هزینه‌ای نداره؛ چون موتور به راحتی با یک تنه‌ای که بخوره، سرنگون می‌شه. کمااینکه در ادامهٔ همین فیلم هم یک کسی از بچه‌ها این کار رو می‌کنه و یکی از موتورها می‌افته زمین و آتیشش می‌زنند؛ کار بدی هم نیست. اما موتورسوارش رو می‌برند و آب بهش می‌دند؛ محافظت ازش می‌کنند که این رو تلویزیون‌های غربی به‌خصوص من دیدم تلویزیون ایتالیا کاملاً نشون داده بود این فیلم رو و کاملاً از بچه‌ها تقدیر کرده بود و دنیا تحت تأثیر این قرار گرفته بود که پلیسی که، موتورسواری که می‌خواد مردم رو سرکوب کنه، موتورش رو هم سرنگون می‌کنند و آتیش می‌زنند؛ اما خود موتورسوارش رو می‌برند و درمانش می‌کنند؛ مراقبت ازش می‌کنند. دخترها دونفر می‌نشینند که دیگران اذیت نکنند موتورسوار رو و آب بهش می‌دند و خلاصه نهایت انسانیت رو به او نشون می‌دند اینجا [اشاره به فیلم] همون موتور سواریست که دارند ازش محافظت می‌کنند و او رو درواقع، محبت رو بهش ابراز می‌کنند و شرمنده‌ش می‌کنند.

به هر حال این اون جاهای قشنگ جنبش ماست که دنیا رو تکون داده و دنیا شیفته و فریفتهٔ این حرکت ما شده. به هر حال بحث موتورسوارها رو من ببندم؛ اینها نقششون این است که نگذارند هستهٔ تظاهرات شکل بگیره.

یکی کس دیگه‌ای پرسیده «ما صورتمون رو بپوشونیم، کاری که بچه‌های ایرانی در فرانسه کردند آیا کار خوبیست؟ دخترا همه عکس ندا رو روی صورتشون بگذارند و پسرها عکس سهراب رو» اگر امکان داشته باشه این کار، جایی نباشه که در جنگ و گریز باشید، بسیار کار زیباییست و بسیار بسیار پیام قوی‌ای هم داره که ما همه ندا هستیم، همه سهراب هستیم؛ اگر امکان داشته باشه خیلی زیباست این کار.

من عرضم رو تموم بکنم، برای همه‌تون آرزوی موفقیت بکنم. روز چهارشنبه تا غروب در هرکجای شهر که باشید، می‌تونید ادامه بدید و به دنیا نشون بدیم که ما یک روز تموم کنترل شهرها رو می‌تونیم در دستمون بگیریم، در اقصی نقاط شهر. خدا پشت و پناهتون، به امید پیروزی [انگشتانشون رو به شکل V گرفتند]

۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

تنفیذ با اعمال شاقه

ابراهيم نبوي

در راستای اهمیت تنفیذ که یکی از مسائل مهم کشور بوده و احتمالا بخاطر همین امر مهم بزرگان کشور از جمله حسین رضازاده در آن شرکت نموده و نشان دادند که تا چه حد احمدی نژاد رئیس جمهور کشور می باشد، و ما منتظریم که تحلیف هم برگزار شود تا تهران در روز تحلیف نیز با همین شکوهی که تنفیذ برگزار شد، تحلیف را هم برگزار کند، به سووالات مربوط به این جلسه پرداخته و از همگان انتظار داریم به این سووالات پاسخ صحیح بدهند


سووال اول: با توجه به اینکه رهبری گفته است " اعتماد مردم سرمایه اصلی نظام است." پس نتیجه می گیریم نظام از نظر اقتصادی چه مشکلی دارد؟

گزینه اول: مشکل سرمایه

گزینه دوم: مشکل سرمایه برباد رفته

گزینه سوم: مشکل هزینه کردن کل سرمایه بدون دلیل

گزینه چهارم: مشکل تبدیل سرمایه به کود انسانی توسط مسوولان مربوطه


سووال دوم: مراسم تنفیذ ریاست جمهوری امسال شبیه چه مراسمی انجام شد.

گزینه اول: جشن خانه سینما

گزینه دوم: جشنواره فیلم فجر

گزینه سوم: جشنواره سینمای تجربی و نیمه حرفه ای

گزینه چهارم: جشنواره تئاتر و نمایشهای استانی فیلم فجر


سووال سوم: رهبری، جلسه تنفیذ دیروز را "جلسه پروزن و محترمی" خواند. علت پروزن بودن جلسه مذکور چه بود؟

گزینه اول: حضور حسین رضازاده در مراسم تنفیذ

گزینه دوم: حضور سردار فیروزآبادی در مراسم تنفیذ

گزینه سوم: حضور همزمان رضازاده و فیروز آبادی در مراسم تنفیذ.

گزینه چهارم: اصولا اگر رهبری این حرف را نمی زد، چی می خواست بگوید؟


سووال چهارم: با توجه به حضور احمد نجفی، شریفی نیا، جهانگیر الماسی و مایلی کهن، جای چه افراد دیگری در مراسم تنفیذ خالی بود؟

گزینه اول: کلاه قرمزی، پسرخاله و پلنگ صورتی

گزینه دوم: کلاه قرمزی، پسر خاله و کامران نجف زاده

گزینه سوم: شرک، پت و مت و لورل و هاردی

گزینه چهارم: کلاه قرمزی، پسرخاله و زورو


سووال پنجم: حضور قطبی سرمربی تیم ملی در مراسم تنفیذ به چه دلیل بود؟

گزینه اول: برای اینکه ثابت کند سرمربی تیم دولتی است نه تیم ملی.

گزینه دوم: بخاطر اینکه بازی را خوب اداره کند.

گزینه سوم: بخاطر اینکه هنوز فرق احمدی نژاد با اوباما توی چشمش نرفته است.

گزینه چهارم: بخاطر اینکه دور هم باشند.


سووال ششم: چرا هاشمی، خاتمی، کروبی، حسن خمینی، ناطق نوری، اقلیت مجلس و اعضای مهم مجلس خبرگان در مراسم تنفیذ حضور نداشتند؟

گزینه اول: رفته بودند گل بچینند.

گزینه دوم: خسته بودند، خواب شان می آمد.

گزینه سوم: مسافرت پیش آمده بود و نمی شد نرفت.

گزینه چهارم: آدم که در تشییع جنازه خودش شرکت نمی کند.


سووال هفتم: احمدی نژاد پس از دستگیری هزاران نفر و کشته شدن بیش از 300 نفر از مردم کشور، گفته است: " تمام تلاش ما برای نشاندن لبخند به لبان عزیز رهبری است." برای اینکه رهبری بخندد، چند نفر باید گریه کنند؟

گزینه اول: بین هزار تا پنج هزار

گزینه دوم: بین پنج هزار تا ده هزار

گزینه سوم: بین ده هزار تا پانزده هزار

گزینه چهارم: بالاتر از پانزده هزار


سووال هشتم: در پاسخ به این جمله وزیر کشور که گفته است " کوچکترین مورد ناامنی در این دوره انتخابات رخ نداد." از چه ضرب المثلی استفاده می شود؟

گزینه اول: اینجای عمه آدم دروغگو

گزینه دوم: دروغگو به خودشم دروغ می گه

گزینه سوم: دروغ حناق نیست که آدمو خفه کنه

گزینه چهارم: اوتور بابا، بکپ سرجات

خود تنفيذي


مگا فون نيامده تحريم است


مقایسه حضور شخصیت ها در کنار رهبری-سال84وسال88



از نوشته هاي شما(با تشكر و پوزش از دير كرد بنده)

پیشنهاد برای صبح روز تنفیذ (13 مرداد)
نامگذاری روز تنفیذ به نام روز نحس، روز ننگ یا روز نکبت ملت ایران (مانند روز نکبت فلسطینیان)
راهپمایی همگانی با ماشین در مسیرهای از قبل تعیین شده
ایجاد ترافیک و بند آوردن خیابان‌ها در آن دو روز
زنجیره انسانی با عنوان پاسداشت آزادی به دور میدان آزادی تهران و میدان آزادی در همه شهرستان‌ها
عزای عمومی در روزهای 12 و 13 مرداد و آویختن پرچم سیاه جلوی خانه‌ها و مغازه‌ها و پارچه سیاه در کوچه‌ها
اعتصاب و نرفتن به سرکار در روزهای 12 و 13 مرداد
پخش صدای قرائت قرآن (اذا الشمس کورت عبدالباسط) در همه جای شهر و در زنگ موبایلها
در روز تنفیذ، حضور مردم در خیابان‌ها از 7 تا 10 صبح و از 5 تا 8 بعدازظهر
صبح دو روز تنفیذ و تحلیف با توجه به رادیو، در لحظه اعلام حکم تنفیذ یا آغاز سوگند احمدی‌نژاد، همه اتومبیل‌ها در خیابان‌ها ایست کنند
روزنامه‌ها در روزهای تنفیذ و تحلیف چاپ نشوند یا تیترهای تند اعتراضی داشته باشند
تجمع در همه کشورهای دنیا در برابر سفارت روسیه و اعتراض به کودتای روسی در ایران
پر کردن خیابان‌ها با استفاده از پوشال‌های سبز و کاغذ رنگی سبز
فرستادن بادکنک‌های سیاه به هوا
بستن نوار سبز به آنتن ماشین‌ها و افراشتن پرچم سبز بر سر در مغازه‌ها در آن دو روز
گسترش اعتراضات به همه جای تهران و تجمع در میادین دور از مرکز شهر
روزه سیاسی در روزهای تنفیذ و تحلیف
کسبه از این دو روز مغازه‌شان را به بهانه مسافرت تابستانی تعطیل کنند
طرح برگ خزان: در روز تنفیذ، عکس احمدی‌نژاد را به زمین بریزیم و زیر پا بگذاریم.
شناسایی شرکت کنندگان در جلسه تنفیذ به عنوان خائن به ملت
همه در روز تنفیذ در میدان آزادی تهران جمع شوند، از تهران و شهرستان‌ها
در زمان تنفیذ، حضور آقای موسوی و مردم در میدان آزادی و پیمان عمومی با موسوی برای ادامه حضور در صحنه
ماشین‌ها و مغازه‌ها در زمان تنفیذ و تحلیف رادیو قرآن را روشن و صدایش را بلند کنند
تحصن جلوی صدا و سیما در آن دو روز
تجمع در صبح روز تنفیذ در بازار تهران
راه‌اندازی کاروان ماشین با بوق ممتد و نشان‌های سبز
حضور در حرم امام در روز تنفیذ برای تایید موسوی و سپس حضور در بهشت زهرا برای تجدید پیمان با شهدا
تجمع در روز تنفیذ در برابر بیت رهبری
تحصن در حرم حضرت عبدالعظیم از صبح روز تنفیذ
خانه‌نشین شدن و خالی کردن شهر در روزهای تنفیذ و تحلیف
حضور در جلوی منزل موسوی و تقدیم حکم تنفیذ از سوی ملت به وی
همه در روز تنفیذ در میدان آزادی تهران جمع شوند، از تهران و شهرستان‌ها
نماز وحشت دسته‌جمعی در جایی خارج از شهرها در زمان تنفیذ
به هوا فرستادن یک میلیون بادکنک سبز در یکی از آن دو روز
اگر به طور ناگهانی قرار مراسم تنفیذ یا تحلیف عوض شد و عقب افتاد، برنامه ما تغییر نکند
پیشنهاد برای عصر روز تنفیذ و شب تحلیف
پیاده‌روی خانوادگی تهرانی‌ها در بعدازظهر روز تنفیذ (شب تحلیف) و قرار برای فردا در بهارستان
حضور سبزپوشان مشهدی در حرم امام رضا و سبزپوشان شیرازی در حافظیه، عصر روز تنفیذ و شب تحلیف
عصر روز تنفیذ حوض وسط پارک‌ها را به علامت استقرار خونین دولت کودتا، با جوهر سرخ رنگ کنیم
جشنواره‌ی بادبادک‌های سبز در یک زمان مشخص (عصر تنفیذ)
پاشیدن رنگ سبز به خیابان‌ها، مخصوصا خیابان‌های اطراف بهارستان
زنجیره‌ی انسانی در بعدازظهر روز دوازدهم به دور بهارستان
انداختن کیسه‌های پر از رنگ سبز در میدان بهارستان و دور مجلس که وقتی ماشین‌ها از رویش رد می‌شوند، بترکد
شب تحلیف، تجمع جلوی محل سکونت اکثر نمایندگان (برج اسکان) و شعار و درخواست از آنها برای عدم شرکت در مراسم فردا
استفاده از شیپورهای کاغذی در زمان الله اکبر گفتن در پشت بام
استفاده از منورهای سبز در شب‌های 13 و 14 مرداد و نیمه شعبان
به هوا فرستادن بادکنک‌های سبز در عصر روز تنفیذ
همراه کردن یک فرستنده کوچک اف ام موج ثابت با بادکنک برای دریافت شعارها با میکروفون و پخش آن از رادیو
بستن خیابان‌های اطراف بهارستان از عصر روز تنفیذ برای جلوگیری از تردد خودروها در صبح روز تحلیف
عصر روز تنفیذ حضور پرتعداد خودروها در مسیر اتوبانی چمران، حکیم، ستاری، همت برای قفل کردن شبکه‌ی بزرگراهی تهران
(عصر روز تنفیذ) فستیوال صدا: ایجاد سر و صدا در ساعت 7 شب با ترقه و وسایل دیگری که در چهارشنبه سوری به کار گرفته می‌شود
روزنامه‌ها اگر نتوانستند اعتصاب کنند یا از کودتا بنویسند، درباره دولت و تنفیذ و تحلیف هم چیزی ننویسند و تیتر بی‌ربط درباره‌ي آب و هوا بزنند
قطع برق با تدبیر و هماهنگی بیشتر در کل کشور در ساعت 9 آن شب
به جای تلاش برای قطع برق، در یک زمان مشخص همه چراغ خانه‌ها و مغازه‌ها را خاموش کنیم.
مردم از شب قبل از تحلیف در بهارستان بمانند برای استقبال از احمدی‌نژاد
نوشتن علامت‌های سبز در همه مسیرهای منتهی به بهارستان از شب قبل که فرصت پاک کردنش نباشد
همه در یک ساعت در یک اتاق آرام تمرکز کنند و به حکومت انرژی منفی بفرستند (نفرین شب تنفیذ)
تهیه شبرنگ سبز و استفاده از آن به همراه بادکنک در شب های 13 و 14 مرداد
استقبال از احمدی‌نژاد با خالی کردن چند کامیون کود در اطراف بهارستان در نیمه‌شب تحلیف
قطع سیم‌های آبی و قرمز چراغ های چهارراه ها تا به رنگ سبز درآیند!
کوبیدن بر طبل و سنج و قابلمه و ... و ایجاد سر و صدای زیاد در شب تحلیف
گوشی‌های تلفن ثابت را به مدت پنج دقیقه برداریم، تا سیستم های مخابرات دچار اختلال شود
پیشنهاد برای روز تحلیف (14 مرداد)
تجمع میلیونی در بهارستان از صبح روز تحلیف
زنجیره انسانی سکوت در خیابان‌های منتهی به بهارستان
حضور در خیابان‌ها از ساعات اول صبح، ساعت 6 یا 7 صبح
هجوم مردم در روز تحلیف از شهرستان‌ها به تهران و شرکت در تجمع بهارستان
در صورت پراکنده شدن از بهارستان، حرکت به سمت میدان شهدا و تجمع در آن
نامگذاری روز تنفیذ به عنوان روز نکبت (همانند فلسطینی‌ها) و روز تحلیف به عنوان روز مرگ جمهوریت
تاکید گسترده سایتها و وبلاگها بر روی این نکته که 14 مرداد روز حقوق بشر و کرامت انسانی هم هست
پخش قرآن از خانه‌ها و ماشین‌ها در آن دو روز
شعار بدهیم که نمایندگان به میان ملت بیایند
تماس گسترده با سایت پارلمان نیوز، بخواهیم نمایندگان به خواست ملت پاسخ مثبت بدهند و در زمان تحلیف ساکت ننشینند
دو شعار پیشنهادی: نه تنفیذ نه تحلیف ملت نمی‌پذیرد؛ دولت کودتا، استعفا استعفا
نگذاریم فضای بهارستان خشن شود، با استفاده از عروسک و صورتک و بادکنک و ... فضای بهارستان یا هرجای دیگر که جمع می‌شویم را کارناوالی و به یاد ماندنی کنیم.
پاشیدن رنگ سبز به محوطه جلوی در ورودی مجلس با تخم مرغ های سبز و گلوله‌های رنگی
به هوا فرستادن کبوترهای سبز ر06;گ
پرتاب گلوله‌های سبز حاوی رنگ روغن به خیابان‌ها
تهیه توپ پلاستیکی سبز و پرتاب آن به محوطه مجلس در روز تحلیف
پرتاب فلفل سبز به محوطه مجلس
استفاده از سوت در بهارستان و استادیوم
عروسک‌های دلقک‌واری از رئیس جمهور منتصب بسازیم و به بهارستان بیاوریم
حکم علما مبنی بر عدم مشروعیت دولت را پرینت بگیریم و در بهارستان به دست بگیریم
چاپ جمله معروف امام: من توی دهن این دولت می‌زنم، بر روی کاغذ و بالا گرفتن آن در روز تحلیف
عکس کریه احمدی‌نژاد با ضربدر بر روی آن در تجمعات این دو روز در دست معترضان باشد
حضور گسترده‌ی خودروها در خیابان‌ها و ایجاد ترافیک در روز تحلیف
چاپ و توزیع احادیثی از پیامبر اکرم در خصوص حاکمان جور
خیابان‌ها را با نوارهایی به رنگ سبز پر کنیم
بچه‌های هیئتی با پرچم های سبز یا حسین و یا ابوالفضل به بهارستان بیایند
پلاکارد بنویسیم: تبریک خس و خاشاک به دشمن این خاک، احمدی نژاد
هیچ کس در روز تحلیف در خانه نماند و همه به خیابان‌ها بیایند، با با ماشین یا در اطراف مجلس و یا هرجا که هستند با هم بحث و گفتگو کنند و دولت کودتا را رسوا کنند
از صبح نشستن در مقابل مجلس (بهارستان) روی زمین و در سکوت کامل، ممانعت از ورود افراد به درون مجلس
از صبح روز تحلیف، نشستن در کف خیابان‌های منتهی به بهارستان (از پل چوبی تا پایین و از میدان استقلال تا میدان شهدا)
اهدای گل سرخ به ماموران پلیس و لباس شخصی و تبریک انتصاب احمدی نژاد به آنها
به برق زدن اتوها در لحظه سوگند خوردن احمدی نژاد (در صورت پخش زنده)
حتی اگر مغازه‌ها امکان تعطیلی ندارند، در دو لحظه‌ی تنفیذ و تحلیف کرکره‌های خود را برای دقایقی پایین بکشند
ادامه‌ی تجمعات در عصر روز تحلیف در 10 نقطه تهران و میدان‌های مشخصی در همه شهرستان‌ها
دعا برای آزادی ایران و آرامش جهان در ساعت 9 شب روز 14 مرداد
در روز تحلیف در بهارستان بادکنک‌‌ها و کبوترهای سبز به هوا بفرستیم
تبدیل تجمع بهارستان به رفراندوم میلیونی در خیابان
استفاده از سرود برخیزید ای شهیدان راه خدا در تجمع تحلیف
پخش خرما و حلوا و در دست داشتن گل رز زرد، گل میخک و گلایول سفید با روبان مشکی در روز تحلیف
قرآن به سر گرفتن در روز تحلیف در بهارستان
پوشیدن کفن‌های سبز رنگ مزین به آیات قرآن
اعلام تشکیل کابینه توسط آقای موسوی
زنجیره انسانی در روز تحلیف در یک خیابان مهم شهر مثل آزادی
طراحی و هوا کردن بالن‌های کوچک سبز با عکس موسوی یا یک شعار
نماز جماعت در خیابان‌های مهم و مسدود کردن خیابان‌ها
اعلام تشکیل کابینه سایه به عنوان دولت سبز امید توسط مهندس موسوی
تجمع جلوی منزل میرحسین موسوی در روز تحلیف
بستن خیابان‌های اطراف بهارستان از عصر روز تنفیذ برای جلوگیری از تردد خودروها در صبح روز تحلیف
عصر روز تنفیذ حضور پرتعداد خودروها در مسیر اتوبانی چمران، حکیم، ستاری، همت برای قفل کردن شبکه‌ی بزرگراهی تهران
(عصر روز تنفیذ) فستیوال صدا: ایجاد سر و صدا در ساعت 7 شب با ترقه و وسایل دیگری که در چهارشنبه سوری به کار گرفته می‌شود
روزنامه‌ها اگر نتوانستند اعتصاب کنند یا از کودتا بنویسند، درباره دولت و تنفیذ و تحلیف هم چیزی ننویسند و تیتر بی‌ربط درباره‌ي آب و هوا بزنند
قطع برق با تدبیر و هماهنگی بیشتر در کل کشور در ساعت 9 آن شب
به جای تلاش برای قطع برق، در یک زمان مشخص همه چراغ خانه‌ها و مغازه‌ها را خاموش کنیم.
مردم از شب قبل از تحلیف در بهارستان بمانند برای استقبال از احمدی‌نژاد
نوشتن علامت‌های سبز در همه مسیرهای منتهی به بهارستان از شب قبل که فرصت پاک کردنش نباشد
همه در یک ساعت در یک اتاق آرام تمرکز کنند و به حکومت انرژی منفی بفرستند (نفرین شب تنفیذ)
تهیه شبرنگ سبز و استفاده از آن به همراه بادکنک در شب های 13 و 14 مرداد
استقبال از احمدی‌نژاد با خالی کردن چند کامیون کود در اطراف بهارستان در نیمه‌شب تحلیف
قطع سیم‌های آبی و قرمز چراغ های چهارراه ها تا به رنگ سبز درآیند!
کوبیدن بر طبل و سنج و قابلمه و ... و ایجاد سر و صدای زیاد در شب تحلیف
گوشی‌های تلفن ثابت را به مدت پنج دقیقه برداریم، تا سیستم های مخابرات دچار اختلال شود
پیشنهاد برای نیمه شعبان
نیمه شعبان را تبدیل کنیم به روز سبز شدن ایران
در چراغانی‌های نیمه شعبان فقط از چراغ سبز رنگ استفاده کنیم
پخش شربت و شیرینی سبز رنگ (با افزودنی‌های مجاز و باقلوای سبز یزدی) در روز نیمه شعبان در خیابانها و محله‌ها
مشهدی‌ها در حرم امام رضا دعای خلاصی اسرا بخوانند، شیرازی‌ها در شاهچراغ و بقیه در امامزاده‌های مهم هر شهر
برگزاری دعای کمیل توسط احزاب و گروههای رسمی در همه‌ی شهرها همانند سه تجربه‌ی اخیر در تهران
شکلات و شیرینی را با نمادهای سبز و تراکت‌های ضد کودتا بسته‌بندی و توزیع کنیم
روز نیمه شعبان به درخت‌ها نوار سبز ببندیم و تراکت‌های سبز در خیابان‌ها بریزیم
یک قرار جمعی در شب نیمه شعبان (عصر روز 15 مرداد، فردای روز تحلیف)
حضور گسترده در مسجد جمکران، با توجه به پخش زنده تلویزیونی و سخنرانی مراجع در آنجا
نیمه شعبان سبزپوشان در امامزاده صالح تجریش جمع شوند
پوشیدن لباس سبز در روز نیمه شعبان
تحریم جشن نیمه شعبان و سیاه پوش ماندن در آن روز
تجمع و عزاداری جلوی زندان اوین
اجرای طرح خاموشی سبز همزمان با چراغانی نیمه شعبان
روز پنجشنبه نباید عزا بگیریم، باید شاد باشیم که توانستیم دولت کودتا را رسوا کنیم
چه کسی جرئت دارد به لامپ‌های سبز چراغانی امام زمان حمله کند؟
راه‌اندازی کارناوال‌های شادی به بهانه نیمه شعبان و سر دادن شعار الله اکبر و شعارهایی علیه دولت کودتا و استفاده ابزاری حاکمان از دین و امام زمان.
پیشنهاد برای روزهای بعد
ادامه تجمعات سکوت و ایجاد ازدحام در نقاط خاص شهر در روزهای بعد از تحلیف
برگزاری دعای کمیل در مساجد و تکایا برای آزادی زندانیان
روزنامه‌نگاران تشویق شوند به اعتصاب در روز خبرنگار
روز 17 مرداد تجمع جلوی اوین برای آزادی خبرنگاران زندانی
روزنامه‌ها در روز شنبه 17 مرداد در اعتراض به سرکوب مردم معترض به انتخابات چاپ نشوند
روز 28 مرداد تجمع در نقاط اصلي شهر (ونك، وليعصر، هفت تير، امام حسين، فاطمي، پارك دانشجو، آزادي)
تجمع در روز 17 شهریور در میدان شهدا
راهپیمایی در مسیر متفاوت با اعلام رسمی در روز قدس (با شعار نفی خشونت در همه جا)
پياده روي سراسري در تمام كشور هر هفته روزهاي جمعه ساعت 10 تا 11 صبح
پیشنهادهای متفرقه
برنامه ویژه‌ای برای دیدار عمومی با زندانیانی که آزاد می‌شوند، ترتیب دهیم.
تهیه یک سی دی مثل نود سیاسی از همه اتفاقات بعد از انتخابات
تحریم پیامک اصلا درست نیست. باید از آن استفاده کنیم برای اطلاع رسانی
تهیه CD حاوی مواضع علما و 587;ران اصلاحات و فیلم‌های منتشر شده در خصوص کشتارها
ساختن بازی‌های فلش و بازی برای موبایل درباره رئیس دولت کودتا
تولید ویروس کامپیوتری بی‌خطر و بی‌ضرر با نمادها و شعارهای جنبش سبز
آقایان موسوی و کروبی از طریق این سایت برای مردم پیام زنده‌ی ویدئویی بفرستند
حضور در نماز جمعه های بعدی و نه فقط نماز جمعه هاشمی
سفارش خودروهایی با رنگ سبز به کارخانجات خودروسازی و پیگیر بودن برای آن
هرچه بیشتر عکس و فیلم از لباس شخصی‌ها بگیریم برای شناسایی و رسوایی آنها
حضور مستمر در استادیوم آزادی از آغاز فصل جدید لیگ فوتبال (15 مرداد)


۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

رژيم ابطحي

یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
رژیم ابطحی

e.nabavi(at)roozonline.com

محمد علی ابطحی امروز اعتراف کرد. وی که موفق شده بود در مدت چهل روز پانزده کیلو وزن کم کند، همراه با گروه دیگری از زندانیان علیه خودش و دیگران اعترافاتی کرد که چون ما خودمان قبلا مثل خیلی از دوستان از این اعترافات کرده ایم، لازم می دانیم موارد زیر را تذکر دهیم:


اول، کسی که اعتراف کرده محمد علی ابطحی نبود، چون محمد علی ابطحی یک آقای 100 کیلویی است که نظراتی دارد و طبیعتا نظراتش متناسب با وزنش است، حالا یک ابطحی هشتاد کیلویی آوردید که چیزهایی را اعتراف می کند، ما از کجا بدانیم این ابطحی خودش است؟ شاید برادرش است که لاغر تر از اوست.


دوم، ابطحی دو ماه است در زندان انفرادی است، به قول رهبری هر یک روز زندان انفرادی یک ماه شکنجه است، شما شصت ماه یک نفر را شکنجه کردید، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف کند، اگر ابطحی اعتراف کند ناپلئون بناپارت یا فیدل کاسترو یا آدولف هیتلر است، اصلا عجیب نیست.


سوم، از اول انقلاب تا حالا هزار نفر در دادگاههای جمهوری اسلامی اعتراف کرده اند و بدون حتی یک استثناء همه آنها یک هفته پس از آزادی اعلام کردند تحت فشار بودند، ابطحی را همین فردا بفرستید دبی، اگر نگفت اعتراف ها همه دروغ است.


چهارم، وقتی زن قائم مقام وزارت اطلاعات زیر شکنجه اعتراف می کند جاسوس اسرائیل بوده و فساد اخلاقی داشته، طبیعی است اگر احمدی نژادهم یک سال دیگر زیر دست همان بازجو بیفتد اعتراف خواهد کرد که ارتباطش با رهبری شبیه به زن و شوهری بوده و خودش جاسوس آمریکا و اسرائیل و انگلیس و تمام کارهایش بخاطر براندازی نظام بوده، این خط این هم نشان. ابطحی که جای خود دارد.


پنجم، متهمی که خودش زندانی است، وکیلش هم زندانی است، رفیقش هم زندانی است، رئیس سابقش هم زندانی است، معاون سابقش هم زندانی است، شاهدش هم زندانی است، طبیعی است که به هر چیزی اعتراف می کند.


ششم، شما یک شیر هشتصد کیلویی را هم به بازجوهای جمهوری اسلامی بدهید، بعد از سه ماه اعتراف می کند که یک الاغ ده کیلوئی است، هنر متهم نیست، اگر هنری هست متعلق به بازجوست که وقتی خودش گرفتار شد خواهید دید که چه زاری ها نمی کند و چه اعتراف ها بر زبان نمی آورد و چه رقص ها که بدون ساز نمی کند.


هفتم، تمام اعترافات ابطحی را روی هم جمع کنیم، یک چیز می ماند و آن اینکه در انتخابات تقلب نشده است. بیچاره ابطحی! چون از بیرون خبر ندارد، فکر می کند این حرفها اثر دارد، وقتی همه طرفداران دولت و مجلس و مراجع و روحانیون خودشان در کمال آزادی و بدون رفتن به زندان قبول کرده اند که تقلب شده است، مردم حرف کسی که زندان بوده قبول نمی کنند. مهم ترین دلیل تقلب هم همین است که ابطحی زندانی است.


هشتم، خداوند می گوید برای دانستن سفر کن، حتی به چین برو. چطور می شود یک آدمی در خانه خودش، توی کتابخانه ای که ده هزار کتاب دارد، در کمال عقل و شعور و آرامش، حقیقت را نفهمد، بعد برود زندان، دور از خانواده، در سلول انفرادی، بدون خبر، کتک بخورد، تحت فشار قرار بگیرد، قرص بخورد، به جای دیدن صد نفر فقط یک بازجو ببیند، و حقیقت را بفهمد. و از همه اینها گذشته، وقتی یک هفته بعد دوباره رفت خانه، حقیقت یادش برود؟


نهم: طبیعی است که ابطحی را تا چند روز دیگر آزاد و بهزاد نبوی را که اعتراف نکرده آزاد نمی کنند، یعنی کسی که به جرمی اعتراف کرده و پذیرفته مجرم است، آزاد می شود، انشاء الله، و کسی که جرمی را نمی پذیرد و دلیلی هم علیه او نیست، زندان می ماند. یعنی شما اگر مجرم باشید آزاد می شوید، ولی اگر مجرم نباشید زندانی می شوید.


حقایقی از زبان ابطحی


اتفاقا، من می خواهم نتیجه بگیرم که ابطحی با وجود اینکه تحت فشار بود، حقایقی را به ما گفت که این حقایق را هر کسی به ما می گفت باور نمی کردیم. البته من نمی خواهم بگویم ابطحی راست گفت، فقط می خواهم بگویم این حرف ها را گفت:


1) ابطحی گفت: " موسوی، هاشمی و خاتمی با یکدیگر هم قسم شدند که پشت یکدیگر را خالی نکنند."

نتیجه گیری: جنبش سبز یک رهبری قوی و متحد دارد که می توان روی آن حساب کرد.


2) ابطحی گفت: " موسوی در آن زمان هندوانه سربسته بود."

نتیجه گیری: در این مدت اینقدر نیروهای ضد شورش چاقو زدند که سرخی و شیرینی موسوی را همه سبزها دیدند و الآن دیگر به همه چیزش مطمئن اند.


3) ابطحی گفت: " هاشمی قصد انتقام از احمدی نژاد و مقام معظم رهبری را داشت."

نتیجه گیری: من گفتم این هاشمی آدم حسابی است و تا پوست طرف را نکند ول نمی کند.


4) ابطحی گفت: " مجمع روحانیون بر خلاف گذشته دیگر انقلابی نیست."

نتیجه گیری: پس با خیال راحت می توانیم به آنها اعتماد کنیم و حرف مان را به آنها بزنیم. یعنی به عبارت دیگر از خودمان اند.


5) ابطحی گفت: " خاتمی نباید ظرفیت اصلاحات را پای موسوی می ریخت، حتی موسوی این ظرفیت را نداشت."

نتیجه گیری: ابطحی زمانی دستگیر شد که هنوز معلوم نشده بود موسوی چه ظرفیت هایی دارد، وقتی از زندان بیرون آمد خودش می شود مشاور موسوی.


6) ابطحی گفت: " موسوی به کروبی پیغام داد من چیزی برای از دست دادن ندارم."

نتیجه گیری: ابطحی تا همین جا بیرون بود، بعدا کروبی هم به موسوی پیغام داد من هم چیزی برای از دست دادن ندارم، و دو تایی دست همدیگر را گرفتند و رفتند وسط مردم.


7) ابطحی گفت: " موسوی نظام را به خطر انداخته است."

نتیجه گیری: پس نتیجه می گیریم که موسوی دقیقا همان کسی است که به درد رهبری جنبش می خورد.

بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی

مهندس میرحسین موسوی، بار دیگر نشان داد که شایسته‌ی رهبری جنبش سبز مردم ایران است. او با صدور دهمین بیانیه‌ی خود پس از انتخابات، «دادگاه تقلبی» را رسوا کرد که می‌خواهد «انتخابات تقلبی» را پاک جلوه دهد. میرحسین از ضرورت محاکمه‌ی بازجویان شکنجه‌گر گفت و تصریح کرد که: «دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است.»

متن کامل بیانیه شماره 10 مهندس میرحسین موسوی را در ادامه می‌خوانید:




بسم الله الرحمن الرحیم


می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت در آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شوند اقرار کنند، به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند، ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می‌گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم، این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند، تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.


دندان شکنجه‌گران و اعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرم‌اند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند، به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهده‌ی دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی، سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.


صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید، جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است، انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید، آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سبک با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست، انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند، حدی نیست؛ یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند، اقراری برای او نیست. (الغدیر جلد ششم)


مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری، چهره‌شان را دیدند، احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه‌ی مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی را که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند، بشناسد.


وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ

و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند


میرحسین موسوی



فراخوان عظيم ترين راهپيمايي تاريخ


دوشنبه 12 مرداد روز تنفیذ - ساعت 6 تا 8 راهپیمایی از ونک تا میدان ولیعصر ( اطلاع رسانی کنید)


راهپيمايي در مترو!

این فیلم را ببینید. ایرانیان ابتکار را دوست دارند و معمولا از امکانات اطراف شان خوب استفاده می کنند. باور ندارید ؟ در این فیلم ایرانیان معترض ، در بازگشت از بهشت زهرا ، در مترو ، راهپیمایی می کنند و شعار می دهند :
link

منبع

ابطحی ؛ روزی دو ساعت پیاده روی با چشم بسته

خبر دیروز فارس را باور نکردم. وقتی نوشت که ابطحی از زندانش راضی است. امروز خبر واقعی بیرون آمد:

همسر سید محمدعلی ابطحی گفت: آنچه در خبرگزاری فارس به عنوان مصاحبه با من منتشر شده است، سخنان تحریفشده من است و مصاحبهکننده بدون اینکه اسمی از خبرگزاری فارس ببرد، با من گفتوگو کرد و برداشت خودش از سخنان من را منتشر کرده است.

فهیمه موسوی نژاد، همسر حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی ابطحی در گفتوگو با «موج سبز آزادی» گفت: بعد از ملاقات با همسرم که همراه سه دخترمان انجام شد، خبرنگاری که هرگز گمان نمیکردم خبرنگار فارس باشد، با من تماس گرفت و چیزهایی پرسید و من جوابهایی دادم که با تحریف در خبرگزاری فارس منتشر شده است.

خانم موسوی نژاد دربارهی چگونگی ملاقاتش با ابطحی توضیح داد: این ملاقات بعد از چهل و سه روز بازداشت همسرم، در مقابل دوربین امنیتی و با حضور دو نفر انجام شد و ما فقط مجاز بودیم که احوالپرسی کنیم و حرفهای عمومی خانوادگی بزنیم.

وی افزود: همسرم به طرزی غیرطبیعی و حدود ده کیلو کاهش وزن پیدا کرده بود و وضعیت ایشان به گونهای بود که گویی ده سال پیر شده است، اما با این همه سعی میکرد مقابل دختر کوچکمان که مدام در طول ملاقات گریه میکرد، ظاهرش را حفظ کند.

همسر ابطحی ادامه داد: ایشان از وضعیت دیگر زندانیان ابراز بیاطلاعی کرد و گفت که همچنان در انفرادی به سر میبرد و تلاش میکند با شرایطی که دارد کنار بیاید و روزی چند ساعت قرآن میخواند و وقتی به او گفتیم که همه احوالپرس و نگران هستند، گفت: به همه بگویید دعا کنند.

وی افزود: آقای ابطحی گفت که روزی دو نوبت و با چشمان بسته مجاز به پیاده روی است اما از وضعیت زندانیان دیگر اطلاعی ندارد.

خانم موسوی نژاد در خاتمه گفت: ایشان از اینکه تا چه زمانی قرار است در بازداشت بماند، بیاطلاع بود و گفت که بازجوییها هنوز ادامه دارد.

گفتنی است خبرگزاری فارس در مصاحبه دستکاریشدهی منتسب به خانم موسوینژاد ادعا کرده بود که آقای ابطحی از وضعیت زندان ابراز رضایت کرده و هیچ مشکلی ندارد!

این هم دروغ های فارس:

همسر ابطحی در گفتگو با فارس: همسرم از وضعیت خود در زندان ابراز رضایت کرد
محمد علی ابطحی از بازداشت شدگان حوادث اخیر عصر امروز با همسر و ۳ فرزند خود در زندان اوین ملاقات کرد.

فهیمه موسوی نژاد همسر محمد علی ابطحی در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، با اشاره به ملاقات عصر دیروز خود با همسرش در زندان اوین گفت: در ملاقاتی که امروز با همسرم در زندان اوین داشتم در مجموع حال وی خوب بود و خودش هم از وضعیت زندان ابراز رضایت داشت.
وی افزود: ما در این دیدار صحبتی به غیر از صحبت‌های خانوادگی نداشتیم و هیچ مبحث سیاسی مطرح نشد.
همسر ابطحی ادامه داد: روحیه همسرم خوب بود اما نسبت به گذشته لاغر شده بود. در این مدت من به افرادی که درخصوص داروهایش با ما درتماس بودند توصیه می‌کردم که مراقب باشند که ایشان چاق نشوند چرا که چاقی برایش مضر است اما وقتی قیافه لاغر شده او را دیدم متعجب شدم.
موسوی نژاد همسر محمد علی ابطحی با اشاره به اظهارات همسرش در خصوص شرایط زندان گفت: همسرم در خصوص شرایطش در زندان به ما گفت که راحت هست و روزی ۲ بار هربار به مدت ۳۰ دقیقه پیاده‌روی و ورزش می‌کند و مشکلی ندارد.
وی افزود: به غیر از ۴ باری که با همسرم تلفنی صحبت کردم این اولین باری بود که با وی ملاقات می‌کنم و زمان ملاقات بعدی به ما اعلام نشده است.
آرش سيگارچي

ابطحی ما ، ابطحی شما

دادگاه امروز یک سیرک واقعی است. ۶۰ روز است که این افراد بدون ارتباط با بیرون ، وکیل و حتی خانواده ، در بازداشت هستند و ناگهان با لباس های متحد الشکل به دادگاه آورده می شوندکه آنچه بگویند که در این دو ماه رسانه های دروغ گفته اند.

نگاهی به عکس زیر می گوید که این بازی دروغ است:


بازداشت مادر یکی از کشته شدگان اخیر

تغییر برای برابری: "مادران عزادار" اعلام کرده اند که مادر یکی از کشته شدگان اخیر در کرمانشاه بازداشت شده و هیچ اطلاعی از سرنوشت وی در دست نیست.

بنا به این گزارش زهرا (بهجت) نوذری ، مادر پویا مقصود بیگی دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه که برای اعتراض و دادخواهی به کشته شدن فرزندش بدن خود را گل گرفته و در مقابل اداره اطلاعات کرمانشاه به تنهایی تحصن کرده بود، در ساعت 10 شب اولین روز تحصن خود دستگیر شده است.

پویا مقصود بیگی در تاریخ 30 خرداد88 توسط نیروهای امنیتی کرمانشاه دستگیر و تحت شکنجه های وحشتناک در زندان کرمانشاه قرار می گیرد و پس از آزادی فوت می کند.

زهرا نوذری در جوانی همسر خود را از دست داده و دو فرزند خردسال اش را با کار طاقت فرسای خیاطی اداره کرده و در آستانه فارغ التحصیلی فرزند ارشدش او را به طرز فاجعه آمیزی از دست داده است .

اقوام و آشنایان زهرا به شدت تحت فشار هستند و سکوت اختیار کرده اند .

مادران عزادار اعلام کر ده اند که خواهان آزادی فوری این مادر داغدار و عزادار و مجازات عاملان و آمران فجایع پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری هستند .
10  مرداد 88
منبع

یک نماینده اصلاح‌طلب: اگر مجلس در رأس امور بود، مردم ناچار نبودند برای گرفتن حقشان به خیابان بریزند

یک عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با اشاره به برگزاری دادگاه چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب بازداشت شده پس از انتخابات گفت: «متاسفانه دستی در کار است تا مدام کشور را به سمت ناآرامی و التهاب ببرد.»

سیروس سازدار در گفت‌وگو با «پارلمان‌نیوز»، تاکید کرد: «طبق قانون اساسی،هرگونه اعتراف بدون حضور وکیل مدافع قابل استناد و دلیلی برای ارائه در محکمه نیست.»


وی ادامه داد:«برگزاری دادگاه برای چهره‌های شاخص سیاسی جریان اصلاح‌طلب بدون حضور وکلا و بدون آنکه بازداشت شده‌ها و خانواده‌های آنها از تاریخ دادگاه و حتی جرمشان مطلع باشند، خلاف قانون اساسی است.»


نماینده مرند و جلفا تصریح کرد:«برگزاری این دادگاه و اعترافات پخش شده نشان داد که دستی در مملکت مانع از ایجاد آرامش است و برخی می‌خواهند کشور را همواره در حالت التهاب و نا آرامی نگه دارند.»


وی با اشاره به برگزاری دادگاه نمایشی برای اصلاح‌طلبان گفت:«با چنین حرکاتی اعتماد ازدست رفته مردم بر نمی‌گردد و وفاق و همدلی حاصل نمی‌شود.»


عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس با اشاره به سخنان احمدی‌نژاد که گفته بود رابطه من و رهبری، رابطه پدر و پسری است، گفت:«کدام یک از انتصابات ایشان در جهت خواست رهبری و جامعه بوده که چنین ادعایی مطرح می‌کنند.»


سازدار تاکید کرد:«برکناری شش وزیر کابینه که البته خود آقای احمدی‌نژاد مدعی است تنها وزیر اطلاعات را برکنار کرده مطابق با خواست رهبری بوده است؟»


وی با بیان اینکه به کدام دلیل و رفتار جامعه باید حرف‌های ایشان را باور کند، افزود:«آقای احمدی‌نژاد، وزیر اطلاعات را که طبق عرف با تایید و نظارت دفتر رهبری انتخاب می‌شود را از کابینه برکنار می‌کند و بعد چنین ادعاهایی را در مورد رابطه با رهبری مطرح می‌کند.»


نماینده مرند و جلفا افزود:«خوب است که احمدی‌نژاد به جامعه توضیح دهد آیا انتصاب معاون اولشان (مشایی) که ناچار به استعفا شد در راستای همین رابطه پدر و پسری بود؟»


وی در ادامه در خصوص انتظارات جامعه و بازداشت‌شدگان از نمایندگان خود در مجلس، گفت:«متاسفانه مجلس به وظیفه اصلی خود عمل نمی‌کند؛ اگر مجلس امروز در راس امور بود و مطالبات و خواست مردم را پیگیری می‌کرد، مردم ناچار نبودند به خیابان‌ها بریزند و خود پیگیر حقشان باشند.»


سازدار با اشاره به شرایط فراکسیون خط امام(ره) مجلس و محدودیت‌های موجود برای جریان اصلاح‌طلب در پارلمان گفت:«انتظارات از این فراکسیون باید در حد توان آن باشد و مردم نباید ما را با فراکسیون اقلیتی مانند مجلس ششم که پشتیبانی حاکمیت را داشت مقایسه کنند.»


وی ادامه داد:«بنده خودم بعنوان یک فرد و نه یک نماینده از عملکرد مجلس در این حوادث رضایت ندارم و فکر می‌کنم اگر مجلس درست عملکرده بود، این التهابات به جامه منتقل نمی‌شد.»


سازدار خاطر نشان کرد:«مردم خارج از چارچوب شعار نداده و حرف نزدند، فقط سئوالاتی دارند که باید به آنها پاسخ داده شود و این به حل قضایا کمک می‌کند.»
منبع

بهزاد مهاجر شهیدی دیگر در راه آزادی ایران




يکشنبه، ۱۱ مرداد، ۱۳۸۸

خبرنامه امیرکبیر: بهزاد مهاجر، از دستگیرشدگانی که در تجمع روز 25 خرداد بازداشت شده بود، به شهادت رسیده است.

خانواده وی پس از 46 روز بی خبری روز گذشته جسد وی را در سردخانه کهریزک شناسایی کردند.

بهزاد مهاجر 47 سال داشته و طی این مدت اقوام او به دنبال نشانی بهزاد به دادگاه انقلاب، زندان اوین و مراکز قضایی مراجعه کردند، اما مسئولین از ارائه پاسخ مشخص به آنها خودداری می کردند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر روز گذشته و پس از 47 روز آزار و اذیت این خانواده، جسد بهزاد مهاجر به خواهر وی نشان داده شده است.

خانواده مهاجر تأکید کردند جسد بهزاد روز 31 خردادماه تحویل پزشکی قانونی شده است اما تا دیروز شنبه در خصوص کشته شدن فرزندشان خبری به این خانواده سرگردان داده نمی شده است.

به نظر می رسد وی بر اثر اصبت گلوله در سینه اش درگذشته است.

جسد وی صبح امروز به خانواده اش تحویل داده و ساعت 12 امروز در قطعه 208 بهشت زهرا تشییع خواهد شد.





دانلود گفتگو روزانه محسن سازگارا

فايل صوتي گفتگوی روزانه پنجشنبه ۸ مرداد  محسن سازگارا
حجم: 945k

فايل صوتي گفتگوي روزانه جمعه 9 مرداد محسن سازگارا
حجم:930k

فايل صوتي گفتگوي روزانه شنبه 10 مرداد محسن سازگارا(قسمت اول)
حجم:946k
فايل صوتي گفتگوي روزانه شنبه 10 مرداد محسن سازگارا(قسمت دوم)
حجم:949k

فايل صوتي گفتگوي روزانه يك شنبه 11 مرداد محسن سازگارا
حجم:962k

برای دریافت پیامهای محسن سازگارا در گروه گوگل او عضو شوید

برای مشترک شدن در این گروه آدرس زیر را درست همینطور که هست کپی کنید واز ایمیل باکس خود به این آدرس ایمیل بفرستید

mohsen_sazegara+subscribe@googlegroups.com

پس از فرستادن ایمیل به آدرس بالا، برای تأیید اشتراک ایمیلی از طرف گروه دریافت می کنید که باید لینکی را که در آن ایمیل هست کلیک کنید

دوستان عزیز اگر نتونیستید عضو بشید و یا نتونستید دانلود کنید برام در قسمت تماس با ما پیام بذارید من کمکتون میکنم